ایران به طور مستقیم بین کنترل تنگه هرمز و داشتن سلاح هستهای به عنوان بخشی از موضع استراتژیک خود مشابهت قائل شده است. این موضع تلاشهای جاری برای احیای توافق هستهای را پیچیدهتر میکند. این اقدام تنشهای ژئوپلیتیکی را تشدید کرده و ثبات منطقه را تضعیف میکند.
هرمز به عنوان بازدارنده هستهای
ایران تسلط بر تنگه هرمز را در محاسبات استراتژیک خود به اندازه توانمندی هستهای حیاتی میداند. این آبراه یکپنجم محمولههای نفتی جهان را جابهجا میکند و آن را به قویترین نقطه اهرمی ایران تبدیل کرده است. این یک شعار جدید نیست، بلکه اصلی اساسی است که سالهاست تفکر امنیتی تهران را هدایت میکند.
مذاکرات هستهای تحت فشار
ارزش استراتژیک تنگه اکنون مستقیماً در مذاکرات توافق هستهای دخالت میکند. هر توافقی باید به این موضوع بپردازد که ایران چگونه کنترل هرمز را به عنوان اهرمی غیرقابل مذاکره میبیند. این لایه دیگری از پیچیدگی را به مذاکراتی میافزاید که پیش از این نیز تحت فشار خواستههای راستیآزمایی و رفع تحریمها بوده است.
تضعیف ثبات منطقهای
همسایگان و قدرتهای جهانی با افزایش عدم قطعیت مواجه هستند زیرا تمرکز دوگانه ایران بر جاهطلبیهای هستهای و تسلط بر هرمز خطرات را تشدید میکند. شرکتهای کشتیرانی و بازارهای نفت هرگاه تنشها شعلهور میشود در حالت آمادهباش بالا باقی میمانند. این وضعیت دستیابی به راهحلهای دیپلماتیک را در سراسر خلیج فارس دشوارتر کرده است.
اینکه مذاکرهکنندگان چگونه موضع ایران در مورد هرمز را با الزامات توافق هستهای تطبیق دهند، همچنان سوال حیاتی حلنشدهای است که اکنون پیش روی دیپلماتها قرار دارد.




