چین سلاح مافوقصوتی ساخته است که برای از کار انداختن هواپیماهای فرماندهی آمریکا از فاصله هزاران مایل طراحی شده است. این قابلیت جدید مستقیماً هواپیماهایی را تهدید میکند که عملیات نظامی آمریکا را در سراسر اقیانوس آرام هدایت میکنند و همین حالا نیز محاسبات راهبردی بین واشنگتن و پکن را تغییر داده است.
تهدید برای فرماندهی هوایی
هواپیماهای فرماندهی مراکز عصبی جنگ مدرن هستند. آنها ژنرالها و تجهیزات ارتباطی را حمل میکنند که مأموریتهای جنگندهها، دفاع موشکی و جابجایی نیروها را هماهنگ میکنند. تاکنون این هواپیماها امن تلقی میشدند زیرا دور از مناطق نبرد عمل میکردند. سلاح مافوقصوت چین این فرض را از بین میبرد. این سلاح میتواند از فاصله هزاران مایل به آنها برسد، به این معنی که برای انجام وظیفه خود نیازی به نزدیک بودن به میدان جنگ ندارد.
آنچه این سلاح را بهویژه خطرناک میکند سرعت و قابلیت مانور آن است. سامانههای مافوقصوت با چند برابر سرعت صوت حرکت میکنند و میتوانند در میانه مسیر تغییر مسیر دهند و ردیابی و رهگیری آنها را دشوار میسازند. این در تضاد آشکار با موشکهای بالستیک قدیمیتر است که مسیری قابل پیشبینی دارند. برای آمریکا، وجود چنین سلاحی به این معناست که هواپیماهایی که پاسخ نظامی آن را هماهنگ میکنند دیگر نمیتوانند بدیهی فرض شوند.
برتری راهبردی تحت فشار
ایالات متحده مدتهاست که به توانایی خود در اعمال قدرت در سراسر اقیانوس آرام تکیه کرده است. هواپیماهای فرماندهی ستون این راهبرد بودهاند و به واشنگتن اجازه میدهند عملیاتهای دوردست را با دقت مدیریت کند. این قابلیت جدید چین مستقیماً این برتری را به چالش میکشد. اگر یک موشک بتواند هواپیمای فرماندهی را نابود کند، آمریکا توانایی هماهنگی یک پاسخ پیچیده و چندنیرویی را در ساعات اولیه درگیری از دست میدهد. این میتواند کل عملیات نظامی را در هرجومرج فرو برد.
این سلاح همچنین stakes را برای امنیت منطقهای بالا میبرد. کشورهای آسیا-اقیانوسیه که برای حفاظت به آمریکا نگاه کردهاند اکنون با واقعیتی جدید مواجهاند. توازن قوایی که دههها این منطقه را تعریف کرده است در حال آزمایش است. حتی اگر این سلاح هرگز شلیک نشود، وجود آن هر بازیگر منطقهای را مجبور میکند خطرات میزبانی نیروهای آمریکایی یا همسویی با منافع واشنگتن را دوباره ارزیابی کند.
حرکت بعدی پنتاگون
تاکنون هیچ پاسخ عمومی از سوی پنتاگون وجود ندارد. این سکوت معنادار است — نشان میدهد ارتش هنوز در حال ارزیابی معنای این موضوع است. گزینهها شامل توسعه دفاع موشکی جدید، استقرار فریبندهها یا انتقال وظایف فرماندهی به سکوهای فضایی است. هر یک از این مسیرها هزینههای سنگین و موانع فنی جدیدی به همراه دارد. همچنین این سؤال وجود دارد که آیا آمریکا میتواند بهسرعت ضدِ مافوقصوت خود را بسازد یا خیر.
مسئله اصلی این است که آمریکا دیگر نمیتواند به فاصله بهعنوان سپر تکیه کند. پنتاگون باید تصمیم بگیرد که آیا نحوه استفاده از هواپیماهای فرماندهی را تغییر دهد یا راهی برای خنثیسازی تهدید جدید بیابد. این تصمیم راهبرد نظامی آمریکا در اقیانوس آرام را برای سالهای آینده شکل خواهد داد و انتخاب آسانی نخواهد بود.




