با ورود جنگ اوکراین به دومین سال خود، پوشش رسانههای بینالمللی همچنان بر جابجایی نیروها، تبادل آتش توپخانه و پیشرویهای سرزمینی متمرکز است. اما داستان آرامتری در داخل روسیه در حال شکلگیری است: احساس فزاینده خستگی از جنگ در میان مردم که میتواند در نهایت چشمانداز سیاسی را تغییر دهد.
آنچه تیتر خبرها از قلم میاندازند
بیشتر گزارشهای مربوط به این درگیری بر خطوط مقدم تمرکز دارند — نبردهای باخموت، ضدحملهها، حملات پهپادی. این تأکید بر اقدامات نظامی جای کمی برای بررسی دیدگاه روسهای عادی نسبت به جنگ باقی میگذارد. با این حال، نظرسنجیها و شواهد حکایتی نشان میدهد که موج اولیه شور میهنی جای خود را به خستگی و در برخی محافل، تمایل به مذاکرات صلح داده است.
ناهماهنگی بین روایت رسانهها و احساس عمومی چیز جدیدی نیست، اما با طولانیشدن جنگ بارزتر شده است. در حالی که رسانههای غربی اغلب این درگیری را بر اساس مقاومت اوکراین و تجاوز روسیه قالببندی میکنند، به ندرت به فضای داخل خود روسیه نگاه میکنند. رسانههای دولتی روسیه نیز همچنان جنگ را یک عملیات دفاعی ضروری نشان میدهند، اما حتی این پیام نیز به نظر میرسد تأثیر خود را از دست میدهد.
نشانههای خستگی از جنگ
گزارشهایی از داخل روسیه حاکی از آن است که مردم از این درگیری خسته شدهاند. هزینه انسانی — دهها هزار تلفات — به طور فزاینده در جوامع سراسر کشور احساس میشود. تحریمهای اقتصادی نیز تأثیر خود را گذاشتهاند و تورم و کمبودها بر زندگی روزمره تأثیر گذاشته است. برخی نظرسنجیها، هرچند تحت کنترل دولت محدود شدهاند، نشان میدهند که تعداد فزایندهای از روسها از مذاکرات برای پایان جنگ حمایت میکنند، حتی اگر به معنای مصالحه بر اهداف اعلامی کرملین باشد.
این خستگی هنوز به مخالفت آشکار تبدیل نشده است، اما در حال ایجاد یک فرصت بالقوه برای تغییر سیاسی است. کرملین تاکنون کنترل شدیدی بر اطلاعات داشته و اعتراضات ضدجنگ را سرکوب کرده است، اما احساسات زیربنایی میتواند در نهایت بر تصمیمات سیاسی تأثیر بگذارد.
معنای این تغییر
اگر خستگی از جنگ همچنان افزایش یابد، ممکن است دولت روسیه را به سمت بررسی جدیتر مذاکرات صلح سوق دهد. با این حال، مسیر رسیدن به مذاکرات پر از موانع است. هر دو طرف مواضع تثبیتشدهای دارند و هرگونه مصالحه نیازمند امتیازهای قابل توجهی خواهد بود. در همین حال، جامعه بینالمللی در مورد نحوه تعامل با مسکو دچار اختلاف نظر است.
سؤال اکنون این است که آیا کرملین این تغییر در روحیه عمومی را تصدیق کرده و استراتژی خود را بر اساس آن تنظیم خواهد کرد. در حال حاضر، تمرکز رسانهها بر میدان نبرد باقی مانده است، اما نبرد واقعی برای صلح ممکن است در دلها و ذهنهای مردم روسیه رقم بخورد.




