ایران و عمان بر یک مسیر ترانزیت از طریق تنگه هرمز توافق کردهاند. این توافق میتواند تنشها را در منطقهای که این آبراه یک نقطه حیاتی برای حملونقل جهانی انرژی است، کاهش دهد. اما این امر به پیگیری دیپلماتیک بستگی دارد که هنوز محقق نشده است.
آبراهی در مرکز اصطکاک منطقهای
تنگه هرمز بین خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد. این یک گذرگاه باریک است که بخش بزرگی از صادرات نفت جهان را حمل میکند. هر اختلالی در آنجا از طریق بازارهای انرژی و سیاست منطقهای موج ایجاد میکند.
به همین دلیل توافق بین تهران و مسقط مهم است. این نشاندهنده تمایل به هماهنگی در مورد یک مسیر از طریق یکی از حساسترین نقاط دریایی جهان است. دو دولت جزئیاتی در مورد نحوه کارکرد این مسیر یا اینکه چه کسی آن را مدیریت خواهد کرد، منتشر نکردهاند.
محدودیتهای توافق
این اعلام ممکن است تنشهای منطقهای را حداقل در ظاهر کاهش دهد. ایران و عمان از نظر تاریخی روابط کاری را حفظ کردهاند حتی زمانی که سایر کشورهای خلیج با تهران در تضاد بودند. این توافق میتواند گامی به سوی گفتگوی گستردهتر باشد، اما اختلافات عمیقتری که منطقه را تعریف میکنند را حل نمیکند.
چالشهای ژئوپلیتیکی مداوم همچنان باقی ماندهاند. فشارهای مشابهی که به بیثباتی در منطقه دامن زدهاند - تحریمها، رقابتها و نمایش نظامی - ناپدید نشدهاند. مسیر ترانزیت یک ترتیب عملی است، نه یک معاهده صلح.
آنچه در ادامه میآید
اینکه آیا این مسیر به واقعیتی عملیاتی تبدیل شود به تلاشهای دیپلماتیک بیشتر بستگی دارد. هر دو طرف باید جزئیات عملیاتی را مذاکره کنند، مجوزهای لازم را دریافت کنند و اعتماد ایجاد کنند که هیچکدام از این مسیر به عنوان اهرم فشار در یک رویارویی بزرگتر استفاده نکنند.
هیچ زمانبندی برای اجرا اعلام نشده است. توافق به عنوان یک چارچوب وجود دارد، اما چارچوبها وقتی جو سیاسی تغییر میکند، عادت به توقف دارند. منطقه شروعهای غلط زیادی دیده است.
در حال حاضر، دو کشور چیزی برای اشاره دارند. اینکه آیا پایدار بماند به گفتگوهایی که در پی میآید بستگی دارد. این سؤال حلنشدهای است که بر سر این توافق سایه انداخته است.




