اپراتورهای مراکز داده و حامیان مالی آنها حدود ۲.۴ تریلیون دلار هزینه جدید متعهد شدهاند؛ رقمی که نشان میدهد چقدر پول به زیرساختهای لازم برای تأمین انرژی هوش مصنوعی سرازیر میشود. این تعهدات که چندین سال را پوشش میدهند، نشان میدهد شرکتهایی که مزرعههای سرور جهان را میسازند و اداره میکنند، هوش مصنوعی را یک شرط بلندمدت میدانند، نه یک روند گذرا.
این پول چه چیزی میخرد
نزدیک به ۲.۴ تریلیون دلار همه چیز را پوشش میدهد؛ از زمین و ساختمانها تا تراشههای تخصصی و سیستمهای خنککنندهای که مدلهای هوش مصنوعی به آن نیاز دارند. مراکز داده سنتی برای محاسبات ابری عمومی و خدمات وب ساخته شده بودند. بارهای کاری هوش مصنوعی، بهویژه آموزش مدلهای زبانی بزرگ، به توان بسیار بیشتری و رکهای متراکمتری از پردازندههای گرافیکی نیاز دارند. این یعنی تأسیسات جدید، بازسازی تأسیسات موجود و قراردادهای بلندمدت برای برق و تجهیزات شبکه.
بخشی از این هزینهها در حال انجام است. تیمهای ساختوساز در حال شروع پروژههای عظیم در مکانهایی مانند شمال ویرجینیا، فینیکس و حتی شهرهای کوچکتری هستند که زمین و برق ارزانتر است. اما بخش بزرگی از این پول برای پروژههای آینده کنار گذاشته شده است؛ تعهداتی که به تولیدکنندگان تجهیزات و شرکتهای برق سیگنال روشنی از آنچه در راه است میدهد.
چرا اکنون
رقابت هوش مصنوعی فقط درباره این نیست که چه کسی باهوشترین مدل را میسازد؛ بلکه درباره این است که چه کسی میتواند آن مدلها را در مقیاس بزرگ، ارزان و قابل اعتماد اجرا کند. هر شرکت بزرگ فناوری در تلاش است تا قبل از رسیدن موج بعدی محصولات هوش مصنوعی به بازار، ظرفیت را تضمین کند. این ولخرجی منعکسکننده این باور است که هر کس زیرساخت فیزیکی را کنترل کند، مزیت قاطعی در عصر هوش مصنوعی خواهد داشت.
این باور سطحی از سرمایهگذاری را به راه انداخته که با ساخت اینترنت برابری میکند. بازیگران مراکز داده طوری عمل میکنند که گویی تقاضا سقف ندارد. آنها سالها جلوتر سفارش تراشه میدهند، قراردادهای خرید برق امضا میکنند که برق را برای دههها قفل میکند، و حتی راکتورهای هستهای کوچک را به عنوان منبع انرژی بالقوه بررسی میکنند.
چه کسی چکها را مینویسد
رقم ۲.۴ تریلیون دلار از تعهدات ترکیبی از شرکتها به دست آمده است؛ ارائهدهندگان بزرگ ابری، REITهای تخصصی مراکز داده، و شرکتهای سهام خصوصی که وارد این بخش شدهاند. برخی از بزرگترین پروژههای فردی، سرمایهگذاری مشترک بین غولهای فناوری و سرمایهگذاران زیرساخت هستند. این پول از یک منبع نمیآید؛ موجی از سرمایه از چندین بازیگر است که همه فرصت یکسانی را میبینند.
هر دلاری خرج نخواهد شد. اگر تقاضا کاهش یابد یا اقتصاد تغییر کند، تعهدات میتوانند کاهش یابند. اما اندازه بزرگ این رقم نشان میدهد که صنعت روی رشد مداوم شرط بسته است. اگر پذیرش هوش مصنوعی کند شود، برخی از این پروژهها ممکن است به تأخیر بیفتند یا لغو شوند. فعلاً، اما پول همچنان جریان دارد.
همه این هزینهها اثرات جانبی دارد. شبکههای برق تحت فشار تقاضای جدید قرار دارند. شرکتهای برق در حال تلاش برای ساخت خطوط انتقال و ظرفیت تولید جدید هستند. تولیدکنندگان تراشه مانند انویدیا و AMD در تلاشند تا با سفارشها همگام شوند. و دولتهای محلی برای جذب این پروژهها معافیتهای مالیاتی و مجوزهای سریع ارائه میدهند.
برای مصرفکنندگان، تأثیر غیرمستقیم اما واقعی است. خدمات هوش مصنوعی که ما استفاده میکنیم — از چتباتها تا تولیدکنندگان تصویر تا الگوریتمهای توصیه — به این زیرساخت وابسته هستند. اگر ساختوساز به نرمی پیش برود، آن خدمات سریعتر و ارزانتر میشوند. اگر به مشکل بخورد، ممکن است کمبود ظرفیت هوش مصنوعی یا قیمتهای بالاتر ببینیم.
تعهد ۲.۴ تریلیون دلاری شرطبندی روی آیندهای است که هوش مصنوعی همهجا حضور دارد. اینکه آیا این شرط جواب میدهد، سؤالی است که دهه آینده فناوری را تعریف خواهد کرد.




