متا ابعاد اخراجهایی را که در چارچوب پروژه OT برنامهریزی کرده بود کاهش داده است؛ ابتکاری برای کاهش هزینهها که در ابتدا هدف کاهش ۶۰ درصدی اندازه تیمها را دنبال میکرد. عقبنشینی این شرکت نشان میدهد که این طرح، که حول وعده کارایی مبتنی بر هوش مصنوعی ساخته شده بود، در اولین برخورد با واقعیتهای اداره یک سازمان بزرگ دوام نیاورد. کاهش ابعاد اخراجها اکنون توجه را به دشواری ایجاد تعادل بین دستاوردهای اتوماسیون و روحیه و ثبات افرادی معطوف میکند که همچنان کار را انجام میدهند.
دامنه پروژه OT
پروژه OT یک تلاش داخلی برای کوچکسازی تیمها به میزان ۶۰ درصد بود—عددی که بخش بزرگی از نیروی کار را در چندین عملکرد حذف میکرد. فرض پشت این طرح این بود که هوش مصنوعی میتواند سهم قابل توجهی از وظایفی را که زمانی انسانها انجام میدادند بر عهده بگیرد و هستهای چابکتر و خودکارتر باقی بگذارد. این هدف، به بیان ملایم، بسیار جاهطلبانه بود.
اما شرکت اکنون ابعاد آن اخراجها را کاهش داده است. عدد اولیه اجرا نشد و این عقبنشینی نشان میدهد که وعده کارایی سریع و تمیز این طرح هزینههای پنهانی به همراه داشت. برش به این عمق میتوانست اختلال عظیمی ایجاد کند، نه فقط برای افرادی که اخراج میشدند، بلکه برای همه کسانی که میماندند. پروژهها شتاب خود را از دست میدهند، دانش سازمانی از در خارج میشود و کارکنان باقیمانده خود را بیش از حد تحت فشار میبینند.
چرا این طرح کاهش یافت
به بیان ساده، واقعیت دخالت کرد. کاهش ۶۰ درصدی از آن دست اقداماتی است که میتواند فرهنگ یک شرکت را بشکند. کارکنانی که باقی میمانند همانهایی هستند که انتظار میرود بار کاری را بر دوش بکشند و وقتی همکارانشان را در این مقیاس اخراج میبینند، تعامل خودشان نیز آسیب میبیند. آسیب روحیه میتواند به راحتی هرگونه بهرهوریای را که هوش مصنوعی قرار بود به ارمغان بیاورد، خنثی کند.
رهبری متا، وقتی به اعداد واقعی نگاه کرد، ظاهراً تعادل متفاوتی با آنچه ابتدا روی کاغذ ترسیم شده بود یافت. این طرح ابتدا پیش برده شد و سپس با روشن شدن هزینهها عقب کشیده شد. کارایی فقط به تعداد نیرو نیست—بلکه به این است که آیا سازمان میتواند بدون فروپاشی اعتماد یا انسجام به کار خود ادامه دهد یا نه.
تعادل بین هوش مصنوعی و افراد
همین چالش در مرکز هر تلاش کاهش هزینه مبتنی بر هوش مصنوعی قرار دارد: چقدر میتوانید حذف کنید قبل از اینکه کل سیستم از هم بپاشد؟ هوش مصنوعی میتواند وظایف را انجام دهد، اما فرهنگ نمیسازد، ظرافتها را مدیریت نمیکند و تیم را هماهنگ نگه نمیدارد. اگر بیش از حد عمیق برش بزنید، شرکت چابکتری به دست نمیآورید—بلکه شرکتی بیروحه به دست میآورید.
عقبنشینی از پروژه OT اذعان به این است که برای تعداد افرادی که میتوان اخراج کرد، کف مشخصی وجود دارد. طرح اولیه سقف بسیار بالایی برای آنچه هوش مصنوعی میتواند جایگزین کند تعیین کرده بود و وقتی آن سقف دوام نیاورد، شرکت ابعاد را کاهش داد. این به معنای مرگ طرح نیست—اما به این معناست که مسیر پیش رو باید محتاطانهتر باشد و بیشتر آگاه باشد که کارایی بهای انسانی دارد.
آنچه هنوز حلنشده است
متا اعلام نکرده است که اهداف جدید نیروی انسانی چیست و شرکت همچنان در تلاش است تا بفهمد هوش مصنوعی و کارکنان انسانی چگونه بار کار را تقسیم خواهند کرد. اخراجهای کاهشیافته به پرسش بزرگتر درباره اینکه اتوماسیون تا کجا میتواند پیش برود بدون اینکه سازمان را از هم بپاشد، پاسخ نمیدهند. چند فصل آینده احتمالاً نشان خواهد داد که آیا شرکت میتواند مسیری بیابد که هزینهها را کاهش دهد بدون اینکه افرادی را که کار را پیش میبرند حذف کند.




